
مسخره فروشی
چرا در عالم هنر بعضی کارها ماندگار می شوند ؟؟؟ ماندگار به معنی واقعی کلمه. آنها کم نیستند و نه هم زیاد . کارهای خوب با ما چی کار می کنند ؟ هه ، یا بهتره بگم ما در مواجه با اونها چه کار می کنیم ؟ گفته اند هر آنچه از دل بر آید،بر دل می نشیند یا یک چیزی شبیه این. اوصولن چرا می گیم این کار خوبه؟ چون باهاش حال کردیم دیگه، به همین سادگی .باز میرسیم به اینکه چرا باهاش حال کردیم!! اکثر وقتها این فرآیند اون قدر ناآگاهانه انجام میشه که اصلن نمیفهمی یه دفعه چی شدی! اون اثر می تونه کلاسیک ،آبستره،مدرن،اکسپرسیون یا حتی خالطور باشه ! ولی آیا صادقانه مهمه که ما خیلی احمقانه اون رو تو یکی از این دسته ها به زور بچپونیم ؟ اونم به خاطر یه ذهن تنبل که می خواد همه ی عالمو جدول بندی کنه . دریغ از اینکه اون اثر یکی یه دونست . و چه قدر اررگاسم بخشه که یکی بدونه داره چی کار می کنه،کجاست و می خواد به چه تجربه ای برسه و در نهایت می خواد چه احساسی داشته باشه. اون اثر تو رو به هر کجا که برد بهترین جاست ،چرا که تو در اون لحظه با خالقش هم ارتعاش شدی .تا حالا شده واسه اولین بار ببینی،بشنوی و لمس کنی ؟ یا همیشه اون قضاوت احمقانه باهات بوده ؟! پس بشاش به هر چی دیدی و شنیدی . چرا که ما تو لحظات دنیا رو فکر کردیم و تنها کاری که نکردیم همون دیدن بوده . چون از قبل نسخه ی همه چیز رو پیچیدی واسه خودت.ای بزقاله !!!!
به تاریخ هنر یا اصلن همین طوری که به دنیا یه نیگا بندازی، میبینی هیچ کدوم از کارای شاخ دنیا واسه این خلق نشد که منو تو بهشون آفرین بگیم یا راجبش بشینن کرور کرور کاغذ سیاه کنند و نقد بنویسن و دست آخر بهش فلان جایزه رو بدند. واقعن یکی مث ونگوگ که در تمام طول عمرش حتی یک پنی هم از فروش تابلوهاش نصیبش نشد و حالا برو بگیر قیمت فی !!!! خلاصه آنهایی که برای دل خودشان کار کردند و از این کار حالش را بردند و هیچ گاهی نیاز به مطرح شدن ندیدند مطرح ترینها شدند و البته اثر گذارترنها .
۱-ها اومدم یه مقاله راجع به محسن نامجو بنویسم اینها رو نوشتم .خودش اومد!!
۲-خوبه ها که بدونی نمی دونی ، ولی از اون بهتره اینه که بدونی که نمی دونی که نمی دونی !!!

رها
گربه می خوابد ، بیدار می شود
و با خمیازه های کشدار
می رود پی عشق بازی.
ایسا
پ ن :از این گربه ها می خوام ..